ابراهيم عاملي ( موثق )

78

تفسير عاملي ( فارسي )

بيشتر نصيبتان بوده است و شخصيّت بيشتر داشته‌ايد پس شما لايقتر هستيد كه به اين نهضت تازه و تحوّل بزرگ بپيونديد و در اين تمدّن پيش قدم باشيد و از ديگران نمانيد و اگر بسوابق تاريخى و امتيازات ملَّى خود علاقه‌مند نيستيد از آينده و روز جزا بترسيد و مخالف اسلام نشويد . 2 - جمله‌ى * ( ( لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ ) ) * صفى عليشاه در تفسير خود گفته است : فاقد شيئى شد ار نفسش ، كفاف ندهدش نفس دگر بىاختلاف نه شفيعى باشدش در داورى تا كند زو در مقامى ياورى نه از او گيرند در فعلى عوض مىكشد درد آنكه خود دارد مرض حشر گردد هر كسى بر خوى خويش نشنود از ديگرى كس بوى خويش خود مىگوئيم : شخصيّت و وجود محشرى انسان كه در عالم ديگر حاضر مىشود همان است كه در اينجا درست شده است بموجب اين آيه ( يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً ) يعنى آن روز هر كه هر چه كرده همان را مييابد چون ( الدّنيا مزرعة الآخرة ) اينجا كشت است و آنجا درو . بقول سعدى : خرما نتوان خورد از آن خار كه كشتيم ديبا نتوان بافت از آن پشم كه رشتيم آنجا وسيله‌اى در دست نيست امام سجّاد در دعاى ابو حمزه حالت خود را در آن عالم چنين توصيف فرموده است ( انقطع عنّي اسباب الوصلات ) يعنى وسائل ارتباط من تمام شده است و خود بريده و منقطع است پس هر چه براى انسان بايستى مؤثّر باشد از خوب و بد در اين عالم است و بعد از مرگ هيچ وسيله براى تغيير نيست زيرا مجازات و پاداش براى همين ساختمان بدن است كه در مدّت زندگى بد و خوب انجام داده است و چون اين بدن نابود شد بعد از آن هر چه بشود نتيجه‌ى همين بدن است . پس از اين مقدّمه مىگوئيم : شفاعت براى مسلمان است نه براى كافر زيرا شفاعت يعنى پيوستگى و ضميمه بودن چون عمل انسان در دنيا بايد مطابق دين و دستور باشد . پس دين محمّد ص كه نور محمّدى است و چراغ راهنمائى است بايد پيوسته شفيع عمل انسان باشد .